منتظر افشاگری تاریخی و مناظره گونه احمدی نژاد باشید!

آیا افشاگری دیگری از احمدی نژاد در راه است؟
اپیزود اول:
در انتخابات دهم
ریاست جمهوری ، موسوی با تشابه سازی و شعارهای فریبنده و تمسک به دوران امام ( ره
) به میدان آمد تا بگوید انقلابی واقعی و ساده زیست و مردمی و . . منم !
بیش از سه ماه موسوی و جریان سبز و سران آنها هر چه
خواستند به دولت و دکتر و حلقه یاران نزدیک نسبت دادند و دکتر سکوت کرد !
احمدی نژآد را دروغگو و خرافی و رمال خواندند !

بدترین اهانت های تاریخی را به یک رئیس جمهور نمودند و سکوت دکتر همه را کلافه کرده بود !
دختر رفسنجانی آشکارا معرکه می گرفت و پسران وی حلقه
فتنه را مدیریت می کردذند و هاشمی خود بزرگترین پشتیبان موسوی و جریان سبز گردید !
چه آدمهای که گمان نمی رفت و به سپاه هاشمی پیوستند !
دکتر در انتظار فرصت بود .
باند رفسنجانی نقشه کشید و برای اولین بار تصمیم گرفته
شد که رئیس جمهور با دیگر کاندیداها ، مناظره کند !
در حالی که خود هاشمی و خاتمی در دور دوم کاندیداتوریشان
برای ریاست جمهوری حتی حاضر به پاسخگویی به سوالات اساسی عملکرد خود هم نمی شدند
چه برسد به مناظره با رقیبان !
اما دیوار احمدی نژاد را کوتاه یافتند و برنامه ریختند
که موسوی سیاست خارجی و کروبی مسائل حاشیه ای و محسن رضایی مسائل داخلی و اقتصادی
را مطرح کنند و از سه جهت دکتر را بکوبند .
برنامه هم پخش مستقیم و مصوب شده بود .
فرصتی دیرینی که دکتر در طلب آن بود فراهم شد و در شبی
که بیش از ۴۰ میلیون ایرانی ، مستقیم مناظره را به تماشا
نشسته بودند ، در آن لیله القدر انقلاب ، دکتر باذن الله و چون موسی وساحران فرعون
، وارد شد و طومار موسوی و خاتمی و هاشمی را چنان درهم پیچید که دیگر سر بلند
نکردند
!
اپیزود دوم :
و امروز در بهمن ماه سال 1390 به سر می بریم
سالی که از فروردینش بدترین حمله ها به دولت و اطرافیان دولت صورت گرفت
دکتر نزدیک به 11 ماه(بیش از سه برابر سکوت قبلی اش در سال 88) " سکوت الهام بخش وحدت" را در پیش گرفته است...
جریان تزویر و تکفیر بدترین اهانت ها را به منتخب 25 میلیونی ملت بصیر ایران در این 11 ماه داشته اند...
ضدولایت فقیه!!
رمال و سحر شده!
مختلس(کسی که اختلاس کرده است)
منحرف
دروغگو و....
و شگفت اینکه این تهمت ها قبلا در سال 88 از سوی جریان فتنه و رسانه های معاند صهیونیستی انگلیسی امریکایی به کرات در مورد دکتر به کار برده شده بود
و امروز برخی سخن دشمن را تکرار میکنند...
و عجیب تر اینجاست که در برابر این همه تهمت و افترا حتی یک برگ سند عادی هم ارائه نمی شود
منتخب ملت به راستی در این 11 ماه تبدیل به مظلوم ترین رییس جمهور تاریخ شده است که نه فقط از دشمن بلکه از دوست نماها هم بیشترین ضربه ها را میخورد

قائم اللیل ها و صائم النهار ها این بار در صدد زمین زدن سردار ولایتند..

تحمیلگران به رهبری این بار نه هاشمی و خاتمی و موسوی بلکه چهره های موجه تر و دارای مشروعیت(هرچند ظاهری و نه مقبولیت!) هستند
این بار رسانه های جریان راست سنتی که همه حیاتشان را مدیون احمدی نژادند با انواع دروغ و تهمت در صدد نابودی مردمی ترین و محبوبترین دولت تاریخ انقلاب ( و به گفته رهبری عزیز محبوبترین دولتها بعد از مشروطیت) هستند

این بار دولت توسط کسانی به مسلخ برده شده است که ادعای ولایتمداریشان گوش فلک را پر کرده است
و دلیل این همه تیرهای سهمگینی که بسویت می آید سپر بلا شدن برای یار خراسانی و پیر فرزانه انقلاب است و نه هیچ چیز دگر که خود گفتی آن بت بزرگ پیغام فرستاد که ما با تو کاری نداریم و هدف زدن آن بالای است خود را به کناری بکش و آسوده زندگیت را بکن و تو به مانند مالک اشتر دست رد بر خواسته شیطانی ان بت بزرگ زدی و سینه ات را سپر بلای آن " یار خراسانی کردی"
و میدانم که دکتر عزیز بر این مصیبت صبر خواهی داشت که اول مظلوم عالم مولا علی ابن ابیطالب می فرماید:
(( من احبنا اهل البیت فلیستعد للفقر جلبابا ))
هرکس ما اهل بیت پیامبر را دوست بدارد، پس باید فقر را چونان لباس رویین بپذیرد ( به تصریح مرحوم دشتی " فقر " در این روایت به معنای محرومیت است یعنی " دوستدار اهل بیت بخاطر دوست داشتن اهل بیت باید آماده انواع محرومیت ها باشد )
حکمت 112نهج البلاغه ترجمه مرحوم دشتی
و جرم تو ای دکتر عزیز فدایی بودن آن ماهپاره انقلاب و آن جانباز و یار خراسانی است که بی تاب سپردن پرچم به مولای غریب و طریدش است
و در جایی دیگر مولود کعبه می فرماید : اگر کوهی مرا دوست بدارد ؛ در هم فرو می ریزد ( یعنی مصیبت ها به سرعت به سراغ او می آید که این سرنوشت در انتظار پرهیزکاران و برگزیدگان خداست )
نهج البلاغه ترجمه مرحوم دشتی
حکمت 111
حامیان احمدی نژاد که قبل از حامی دکتر بودن ، ولایتمداری و فدایی ولایت بودنشان را ثابت کرده اند با تهمتهایی چون ضد ولایت فقیه!! از برخی مناصب .....
علی مطهری ها و کواکبیان ها و اصلاح طلبانی که تا قبل از این فتنه گر!نامیده می شدند و با ورود بت بزرگ و طرح " جریان موهوم انحرافی " و اصلی شدن یک مسئله فرعی ، دیگر فتنه گر خوانده نمی شوند و ملتزم به ولایت فقیه شناخته می شوند!!

و همچنان احمدی نژاد به علت مصالح نظام روزه سکوت گرفته است...
او شاید مجبور باشد فعلا بخاطر برخی مصالح عالیه سکوت کند و حتی دلیل 11 روز خانه نشینی را نیز در پس پرده سکوتش ، نهان دارد اما وظیفه ما در این برهه چیست؟
باید با تمام توان به جنگ تزویر رفت و فداکاری کرد
مختار ثقفی در مورد جریان تزویر میگوید:
" " تزوير و ريا دو روي يك سكه اند كه عوام روي خدايي آنرا مي بينند و اهل معرفت ابليسش را
شاید همین یک جمله مختار کافی باشد که بدانیم چرا برخی این بار با ژست دفاع از ولایت!!در صدصد زمین زدن سردار ولایتند.....
امروز در عاشورای سال 90 شمسی اگر فداکاری و استقامت در جهت روشن شدن نمود ابلیسی جریان تزویر نباشد چه پیش خواهد آمد؟؟
جبهه پایداری در این برهه از زمان چه وظیفه ای دارد؟
جبهه پایداری و دیگران بدانند که خداوند فرصت دفاع از حق را بیش از یکبار نخواهد داد!
جریان تزویر و تکفیر پس از عبور از فرزند ملت به سراغ ولی و امام امت رفته است...نامه های هتاکانه امثال علایی و علی مطهری و سخنان پر از نفاق و دو پهلوی عماد افروغ نتیجه بی بصیرتی برخی خواص است
برخی خواص هم البته بی بصیرت نیستند و به خوبی با شرایط امروز و فداکاری سردار ولایت در جهت سینه سپر کردن در مقابل تیرهای سمی جریان تزویر و تکفیر آگاهند اما سکوت آزار دهنده شان و دفاع نکردن از حق به جایی رسیده است که هر لحظه عاشورا و کربلا را به اذهان متبادر میکند...
و لا یحمل هذالعلم الا اهل البصر و الصبر : و این پرچم را به دوش نخواهد کشید مگر کسی که اهل بصیرت و صبر (استقامت و پایداری) باشد
امام خامنه ای در تاریخ 4 آبان ماه 1389 و دیدار با جوانان شهر مقدس قم در مورد اینان میفرماید:
(( البته براى موفقيت كامل، بصيرت شرط لازم است، اما شرط كافى نيست. به تعبير طلبگى ماها، علت تامهى موفقيت نيست. براى موفقيت، شرائط ديگرى هم لازم است؛ كه حالا بعد اگر انشاءاللَّه مجال شد و يادم ماند، در آخر صحبت اشارهاى ميكنم....
خوب، يك نكتهاى در اينجا وجود دارد: گاهى بصيرت هم وجود دارد، اما در عين حال خطا و اشتباه ادامه پيدا ميكند؛ كه گفتيم بصيرت شرط كافى براى موفقيت نيست، شرط لازم است. در اينجا عواملى وجود دارد؛ يكىاش مسئلهى نبود عزم و اراده است. بعضىها حقايقى را ميدانند، اما براى اقدام تصميم نميگيرند؛ براى اظهار تصميم نميگيرند؛ براى ايستادن در موضع حق و دفاع از حق تصميم نميگيرند. البته اين تصميم نگرفتن هم عللى دارد: گاهى عافيتطلبى است، گاهى تنزهطلبى است، گاهى هواى نفس است، گاهى شهوات است، گاهى ملاحظهى منافع شخصى خود است، گاهى لجاجت است. يك حرفى را زده است، ميخواهد پاى اين حرف بايستد، به خاطر اينكه ننگش ميكند از حرف خودش برگردد؛ كه فرمود: «لعن اللَّه اللّجاج»؛ لعنت خدا بر لجاجت. افرادى هستند اطلاع هم دارند، واقعيت را هم ميدانند؛ در عين حال كمك ميكنند به جهتگيرىهاى مخالف، جهتگيرىهاى دشمن. خيلى از اين كسانى كه پشيمان شدند و راه را برگشتند، يك روزى به شكل افراطى انقلابى بودند؛ اما يك روز شما مىبينيد درست در نقطهى مقابل آن روز ايستادهاند و در خدمت ضد انقلاب قرار گرفتهاند! اين به خاطر همين عوامل است؛ هوىهاى نفسانى، شهوات نفسانى، غرق شدن در مطالبات مادى. عامل اصلى اينها هم غفلت از ذكر پروردگار، غفلت از وظيفه، غفلت از مرگ، غفلت از قيامت است؛ اينها موجب ميشود كه بكلى صد و هشتاد درجه جهتگيرىشان عوض شود))
البته بعضى هم اشتباه ميكنند. نميشود همه را مقصر دانست
یکی از غضبهای خدا بر کسی که پشت میکند به فرصتِ کمیاب فداکاری، "استبدال" است؛ این یک اصطلاح قرآنیست؛ «ای مومنان! اگر شما خوب پای دین نایستادید، فکر نکنید منتظر شما می مانم! بلکه یک عده ای بهتر از شما می آورم که ...»(سوره مائده-آیه 54) و یا می فرماید « هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ
وقتی گفته میشود انفاق کنید، بعضیها بخل می ورزند، بدانید خدا غنی ست، و شما فقرایید. اگر پشت کنید به این فرصت یک قوم دیگر را به جای شما می آورم که دیگر مثل شما نیستند.»(سوره محمد-آیه 47)
«من لم یمشِ فی حاجة ولی الله؛ اُبتلیَ ان یمشی فی حاجة عدوّ الله»
کسی که در راه ولی خدا فداکاری نکرد؛ مبتلا خواهد شد به این که همان فداکاری را در راه دشمن خدا بکند!
کربلا برای مردم کوفه، همین "ابتلا" بود! باور کنید مردم کوفه یزید را دوست نداشتند! اصلا هیچ امید خیری از یزید برای کوفه نمیرفت؛ اما بدبختها "فداکاری کردند برای یزید"! جان خودشان را بردند برای یزید جنگیدند و کشته هم شدند!!!
چرا؟! چون آن روز که امیرالمومنین می گفت بیایید بجنگید، سستی می کردند. (نه این هم که "نیایند"ها! سه تا جنگ رفتند با امام علی! فقط جنگ صفین ش یک سال طول کشید! و آنهمه شهید داد کوفه؛ می رفتند، اما سست می رفتند؛ امام را ناراحت می کرد این سستی، تا جایی که امام، آن خطبه ی "یا اشباح الرجال و لا رجال ..." را خواند ...
آمدند پای رکاب علی(ع) ! اما از "کربلا" معلوم می شود که "خوب نیامدند"! و کاش جریمه ی این "خوب نیامدن"، حداقل "جهنم" بود؛ نه! خیلی بدتر از جهنم؛ به تلافی آن خوب نیامدن، خدا مبتلایشان کرد به ریختن خون حسین(ع)!!! جان خودشان را بدهند برای کشتنِ حسین(ع)!!!
دکتر مظلوم ما امروز از سوی ظاهرالصلاح هایی مورد هجوم قرار گرفته است که پیشانی برخی هاشان پینه بسته است
نگاهی به تاریخ اسلام شباهت عجیب جریان تکفیری و خوارج صدر اسلام را نمایان می سازد
........................................................................................................................
((خوارج کسانى بودند که به علت افراط دچار انحرافات بسیارى شدند، سر دسته خوارج شخصى به نام (حرقوص بن زهیر) بود.
او در زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله در نماز و روزه و عبادت چنان غرق و واله بود که بعضى از مسلمانان شیفته او شدند.
همین شخصى که عابد خشک بود، در جریان جنگ حنین ، وقتیکه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم غنائم جنگى را تقسیم مى کرد، با کمال پرروئى به پیامبر گفت :اى محمد به عدالت رفتار کن و سه بار این سخن را تکرار کرد.
پیامبر بار سوم ناراحت شدند و فرمودند: اگر من به عدالت رفتار نکنم پس چه کسى به عدالت رفتار مى کند؟
بالاخره همین عابد خشک در جنگ نهروان به جنگ امام آمد و به هلاکت رسید وقتى امام در میان کشته شدگان جسد نحس او را دید سجده شکر کردند و فرمود: شما بدترین افراد را کشته اید.))
منبع:یکصد موضوع 500 داستان
مولف : سید علی اکبر صداقت
----------------------------------------------------------------------------------------------------
يكی از شگفتيها و برجستگيها و فوق العادگيهای تاريخ زندگی علی ابن
ابیطالب كه مانند برای آن نمیتوان پيدا كرد همين اقدام شجاعانه و تهورآميز او در
مبارزه با اين مقدس خشكه های متحجر و مغرور است
علی بر روی مردمی اينچنين ظاهر الصلاح و آراسته ،
قيافههای حق به جانب ، ژنده پو ش و عبادت پيشه ، شمشير كشيد و همه را از دم
شمشير گذراند.
ما اگر به جای اصحاب او بوديم و قيافههای
آنچنانی را میديديم مسلما احساساتمان برانگيخته میشد و علی را به اعتراض
میگرفتيم كه آخر شمشير به روی اينچنين مردمی كشيدن ؟ !
از درسهای بسيار آموزنده تاريخ تشيع خصوصا ، و
جهان اسلام عموما ، همين داستان خوارج است
علی خود به اهميت و فوق العادگی كار خود از اين
جهت واقف است و آن را بازگو میكند . میگويد :« فانا فقأت عين الفتنة
و لم يكن ليجتری عليها احد غيری بعد ان ماج غيهبها و اشتد كلبها »
" چشم اين فتنه را من درآوردم . غير از من احدی جرأت چنين كاری را نداشت
پس از آنكه موج دريای تاريكی و شبههناكی آن بالا گرفته بود و " هاری " آن فزونی يافته بود
........................................................................................................................
به نظر می رسد سکوت چندین ماهه دکتر به روزهای پایانی اش نزدیک شده است و جریان تزویر و تکفیر باید منتظر بزرگترین ضربه باشد ضربه ای کاراتر و مهیب تر از ضربه 13خرداد 88 ......
دکتر به عنوان بازوی ولایت در صدد قطع دست جریان تزویر و تکفیر است و ما منتظریم که این بار دکتر با استعانت از خدای متعال و یاری مهدی فاطمه و اذن مولایش امام خامنه ای آنچنان پتکی بر سر جریان تزویر بکوبد که صدای ناله شیطان بلند شود

و او با سپاهی از شهیدان خواهد آمد
و العاقبه للمتقین
حسین مهدیزاده نراقی
کارشناس ارشدحقوق خصوصی و مدرس دانشگاه
